خانه لیلاخ | راشد عزیزی

خانع لیلاخ | راشد عزیزی
موقعیت: ایران ، کردستان ، دهگلان ، بلوار نماز
معمار: راشد عزیزی
کارفرما: امید کریمی
نظارت : راشد عزیزی
تیم اجرایی (مدیر، همکاران) : راشد عزیزی
سازه (طراحی، اجرا) : بهروز مرادی
ارائه : علیرضا زمانی
عکس: آرام آل کنعان
سال : ۱۳۹۸-۱۳۹۹
کاربری : مسکونی
مساحت پروژه : ۳۳۵ مترمربع

در میان مردمان شهرهای کوچک که هنوز گرایش عمومی برای تبدیل خانه به آپارتمان وجود ندارد (به دلیل غالب بودن فرهنگ زندگی در مجتمع‌های زیستی خانوادگی با تعداد خانوار محدود)، یکی از زبانْ‌الگوهای رایجِ توسعه‌ی مسکن شخصی‌ساز، افزودن یک طبقه به خانه‌ی موجود است. رواج این الگو علاوه بر تأمین خانه برای فرزندان پس از ازدواج دلایل دیگری نیز دارد؛ استفاده از ظرفیت پیشروی در طبقه دوم برای داشتن خانه‌‌ای بزرگتر (همزمان با بزرگتر شدن خانواده)، فرهنگ “صاحب‌خانگی” و تبدیل اندوخته‌ی سالهای جوانی به منبع درآمد برای دوران بازنشستگی.

در اغلب موارد امکان تأمین یکباره‌ی بودجه‌ی ساخت دو طبقه و یا لزوم ساخت همزمان آن، وجود ندارد؛ لذا رشد و توسعه‌ی این پروژه‌ها فرآیندی تدریجی است. این فرآیند لطمه‌ی بزرگی به سیمای شهری می‌زند: تعداد زیادی بنای نیمه‌کاره که حتی اگر طبقه دومشان نیز ساخته شده باشد، نماهای ناهمگون آن‌ها برای سال‌ها بلاتکلیف می‌ماند و به دلیل کیفیت ساخت عموماً نامطلوبشان در مرحله‌ی سفت‌کاری، چهره‌ی محله‌ها را از ریخت می‌اندازد. در پروژه‌ی خانه‌ی لیلاخ سعی کردیم از طریق بازتعریف خواسته‌های کارفرما و بهره‌گیری از تکنیک‌های ساخت، برنامه‌ای ارائه کنیم که با همان منابع در وضعیت موجود، علاوه بر پاسخ به نیازهای اختصاصی ساکنین، راه‌حلی برای این مشکل شهری ارائه دهیم که قابل تعمیم به موارد متعددِ مشابه باشد.

روند مورد نظر کارفرما برای توسع‌ه­ی خانه­‌اش سه مرحله داشت: در سال جاری یک طبقه به خانه­ بیافزاید تا در آن ساکن شوند (اتاق خرپشته متصل به خانه به عنوان انبار مغازه­ی لباس فروشی­اش استفاده شود)، در سال­های بعد با درآمد حاصل از اجاره‌­­ی طبقه­­­ پایین نمای خانه سنگ‌­کاری گردد و در سال‌های بعدتر هنگام ازدواج پسرش طبقه پایین را برای او نونوار کند. این روند اشکالاتی داشت: برپا بودن کارگاه ساختمانی در محل سکونت خانواده به تناوب در طول سالیان و مزاحمت­های ناشی از آن برای آسایش خانواده، ناتمام بودن چهره‌ی خانه و آشفتگی بصری دائمی برای محله (که با توجه به شرایط ناپایدار اقتصادی و نوسانات قیمت‌­ها معلوم نبود تکمیل آن چند سال طول خواهد کشید)، تغییر الگوی ازدواج در سنین پایین و همزیستی طولانی‌­تر فرزندان با خانواده و نیاز به فضایی مستقل اما کماکان جزو خانه.

لذا برنامه­‌ی پیشنهادی ما به این ترتیب بود: ادغام مراحل اول و دوم مد نظر کارفرما به کمک تکنیک­‌های ساخت بهینه، تعبیه بستر تأسیساتی برای امکان تبدیل شدن انبار مغازه­­‌ی پدر در خرپشته به سوئیت مستقل فرزند در آینده، پوشاندن نمای طبقه همکف با مصالح ارزان و همخوان با بافت اطراف و برچیدن کارگاه ساختمانی‌­ای که قرار بود سال­ها برپا باشد!

منابع مالی پروژه محدود بود و هر تغییری در برنامه موردنظر کارفرما باید بدون افزایش هزینه‌­ها صورت می­‌گرفت. در همین راستا، بهره­‌گیری از تکنیک ساخت سازه بنایی و فینیشینگ نما بطور همزمان (حذف نماسازی)، تهیه آجر از کوره­‌های اطراف و با قیمت تمام شده‌­ی پایین­‌تر، استفاده از در و پنجره‌های موجود و مصالح بازیافتی، به کارگیری نیروی انسانی غیرمتخصص و اعضای خانواده و اطرافیان کارفرما تحت نظر بنّای مجرب، منجر به کاهش هزینه‌­های ساخت و اجرا شده و امکان ادغام مراحل اول و دوم با بودجه مقرر را فراهم آورد.

بنا به رسم رایج اما غلط در طراحی خانه­‌های بدون پیلوت توسط “نقشه­‌کش”ها در دهه­‌های گذشته، دستگاه پله در میانه­‌ی نمای جنوبی قرار گرفته بود. یکی از تبعات منفی این تصمیم شتاب­‌زده­ مسدود شدن قسمت اعظم نور مستقیم می­‌باشد. از آنجایی‌که امکان جابجایی دستگاه پله وجود نداشت، تصمیم گرفتیم در طرفین حجم آن، ورود نور به خانه را به حداکثر برسانیم. دستگاه پله مشکل سازه­ای داشت و به دیوار باربرِ غربی وابسته بود. با کاشت یک ستون در گوشه­ی جنوب غربی ایستایی آن تأمین شده و نیاز به اتصال به کلاف باربر برطرف شد. جبهه‌­ی غربی راه­پله از بخت­یاری فاصله­ی اندکی با دیوار همسایه داشت؛ آن فاصله­­‌ی اندک به حیاطی برای اتاق خواب اصلی تبدیل گردید. جبهه‌ی شرقی نیز به مثابه‌ حیاط متصل به هال با ابعادی بزرگتر از تراس‌های معمول طراحی شد. نصفی از حیاط را رو به آسمان گشودیم تا خورشید و باران و برف را میزبانی کند. در کنج آن محلی برای نصب گاز خوراک‌پزی و سینک ظرفشویی در نظر گرفته شد تا هم بستر گردهمایی‌های خانواده در فضای حیاط باشد و هم در مهمانی‌ها نقش آشپزخانه‌ی دوم را ایفا کند.

 

در خانه‌های دو طبقه‌‌ی عبور مجزا، در غیاب آسانسور، راه‌پله جزئی از فضاهای داخلی طبقه دوم محسوب شده که دائماً مورد استفاده قرار می‌گیرد و قلمرو خانه با ورود به آن شروع می‌شود. لذا در جبهه‌ جنوبی راه‌پله روزنی عمودی تعبیه شد تا با تابش کنترل‌شده‌ی نور خورشید از آن و سایه دائماً در تغییر شیشه‌های رنگی (که قابلیت جابجا شدن و یا حتی حذف شدن دارند) به ارزش فضایی این عنصر، بیشتر از یک ارتباط دهنده‌ی صرف تاکید شود.

برنامه‌ی پیشنهاد شده در فرآیند رشد پروژه‌ی خانه‌ی لیلاخ، می‌تواند الگوی خانه‌های با وضعیت مشابه قرار گیرد؛ به نحوی که با همان مصالح و منابع مورد استفاده و بدون افزایش هزینه‌ها و صرفاً با استفاده از تکنیک ساخت صحیح برای این دست پروژه‌ها، نتیجه‌ای حاصل شود که علاوه بر تأمین آسایش ساکنین خانه (به کمک حذف درگیری پیوسته با فرآیند ساخت و حس زندگی در یک خانه‌ی نیمه‌کاره)، دایره‌ی ذی‌نفعان پروژه را به ساکنین شهر نیز گسترش دهد به نحوی که با مشارکت شهروندان به تدریج سیمای شهرها سامان یابد.

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

×

یکبار برای همیشه با حساب گوگل خود وارد شوید!

همکاری گرامی!
با تشکر از ارسال اطلاعات، به استحضار می‌رساند پس از بررسی فرم ارسالی، در صورت نزدیک بودن معیارهای طرفین، با شما تماس خواهیم گرفت. با آرزوی موفقیت و حضورتان در کنار ما. 

پنل کاربری شما

علاقه‌مندی ها

پروژه‌ها

مقاله‌ها

خانه

پروفایل کاربری

ارسال پروژه

پروژه‌ها

مقاله‌ها

خانه