مجموعه کافه پیزریا ونج، استودیو کماکان
موقعیت: ایران، شیراز
معمار مسئول: شهریار بهمن
همکاران: رضا ربیعی، رضا پولادوند
مساحت زیربنا: ۲۵۰ مترمربع
عکس: آرش اختران
اتمام پروژه: ۱۴۰۳
ونج نه یک بنا، که یک احساس است؛ فضایی که از دل سکوت زاده شده و با حرکت آرام خود، انسان را در لحظهای از سکون و تأمل غرق میکند.
در این پروژه، فرم، متریال و فضا بهگونهای در هم تنیده شدهاند که حس آرامش و پناه را در ناخودآگاه مخاطب برانگیزند. نام پروژه، بهمعنای جای امن و آرام، همان فلسفهای را منعکس میکند که در طول طراحی آن دنبال شده است: خلق فضایی که نه ایستا، بلکه در جریان باشد؛ نه سنگین، بلکه سبک و شناور؛ نه جدا، بلکه پیوسته با زمینهی خودتعادلی از سکوت و حرکت؛ فضایی که آرامش را نه در ایستایی، بلکه در لحظهای مکث مییابد.
این پروژه با هدف ایجاد یک تجربهی یکپارچه و هماهنگ از فضا، از رویکردی راهبردی بهره برد که در آن همه جزئیات فیزیکی برنامهریزی و به یکدیگر پیوند خوردهاند تا هم زیباییشناسی مدرن و هم کاربری بهینه را تضمین کنند. ادغام راهکارهای ساده در طراحی سقفها، ایجاد ارتباط موثر بین زمین و بدنه، استفاده از جزئیات مدرن در نشیمنها، بهرهگیری از فضای سبز به عنوان عنصر تفکیککننده و اجرای مینیمال جدارهها، منجر به خلق فضایی یکپارچه و دلنشین شده است که هم از نظر زیباییشناسی و هم از نظر کاربردی پاسخگوی نیازهای کاربر باشد.

در ونج، متریالها نهتنها بهعنوان عناصری فیزیکی، بلکه بهمثابه حاملان حس و معنا به کار گرفته شدهاند. آجر، با بافت گرم و آشنایش، تداعیکننده گذشتهای آرام و اصیل است، درحالیکه صفحات بتنی روشن با خطوط نرم و تاخورده خود، از ایستایی محض فاصله گرفته و حالتی سیال و پویا به فضا بخشیدهاند. این ترکیب، به جای ایجاد سکون، نوعی آرامش در حرکت را القا میکند؛ لحظهای مکث در میان جریان زندگی.
صفحه آجری اویز از سقف بهعنوان عنصری پیوسته، نقش واسط را ایفا میکند. این صفحه گویی از دل سقف زاده شده و در حرکتی نرم و ممتد، بر روی جدارهها امتداد یافته. در نقطهای خاص، همچون لحظهای از سکوت در حرکتی سیال، با زاویهای عمود بر فضای گفتگو، در مقابل بار به پرواز درآمده و با امتداد یافتن بر روی سقف ، بهآرامی در سطح سقف ناپدید میشود. اما این ناپدید شدن، پایانی بر حضور آن نیست؛ بلکه در نقطهای دیگر(بدنه کانتر)، با همان زبان و متریال، دوباره ظهور میکند و انسجام فضایی را تداوم میبخشد.
در ادامه راه همان اجرها، همچون داستانی زنده، مسیر خود را از بنا به بیرون میگسترند؛ روی زمین امتداد پیدا میکنند و در پیادهراه، همچون جریان مادی و احساسی تبدیل به نشیمن میشوند. این نشیمن، بازتابی از تداوم حرکت و پیوستگی بین داخل و خارج بناست و دعوتیست برای سپری کردن لحظاتی در کنار هم، در فضایی که مرزهای سنتی را به چالش میکشد.

این عنصر نه تنها یک اتصال فیزیکی میان سقف، بار و کانتر ایجاد میکند، بلکه بهگونهای روایتگر یک حرکت است؛ حرکتی که مصالح را از یک سطح به سطح دیگر هدایت میکند، گویی که فضا خود را از درون آشکار میسازد. اجرای این صفحه آجری، علاوه بر تعریف مرزهای فضا، با ایجاد سایههای نرم و بازی نور، نوعی عمق و لایهبندی بصری را به محیط اضافه میکند. این تداخل آجر و نور، حس سبکی را به این عنصر معلق میبخشد، گویی که آجر از قید سنگینی رها شده و در میان سطوح فضا در جریان است.
● نشیمنها ترکیبی از آجر و روکوب مبله هستند؛ فرمی که در تعادل میان سختی و نرمی، حس راحتی را القا میکند. استفاده از پترن پلهای – پامنبری در آجر، نهتنها نشیمنها را از زمین جدا کرده و حس معلق بودن را به آنها بخشیده، بلکه در بازی نور و سایه، ریتمی زنده در فضا ایجاد کرده است. این نشیمنها در کنار فضای سبز، نهتنها مکانی برای نشستن، بلکه مرزی سیال میان داخل و خارج را شکل دادهاند.
● کانتر آشپزخانه از جنس بتن(سیمان سفید)، با لبههایی نرم و معلق طراحی شده است؛ گویی از دل زمین برخاسته و بهآرامی شکل گرفته است. این حجم بتنی نهتنها بهعنوان یک سطح عملکردی، بلکه بهعنوان عنصری پیوسته در فضا جریان مییابد. حرکت آن از سطح زمین آغاز شده، در ارتفاع به سکون میرسد و با فرم نرم خود، مرز میان فضای آمادهسازی و گفتگو را بدون ایجاد جدایی سخت تعریف میکند.




