خانه دیوار، پدرام ایزدی بروجنی
موقعیت: ایران، اصفهان، زردنجان
معمار مسئول: پدرام ایزدی بروجنی
تیم طراحی: پریا ایزدی، فروغ حداد
مشاور فضای سبز: گودرزی
گرافیک: استودیو ADD
ناظر: پدرام ایزدی
اجرا: استودیو EZ
مساحت: ۳۵۰ مترمربع
عکس: علی گرجیان
اتمام پروژه: ۲۰۲۳
در زمینی به مساحت هزار متر مربع واقع در 24 کیلومتری شمال شرقی اصفهان، در جوار زاینده رود و چسبیده به روستای تاریخی کاج که از دوره ایلخانی مسجد و بقایای مخروبه از ارگی مسکونی در آن بجا مانده، بنا بود خانه ای ساخته شود برای یک خانواده 4 نفره بصورت دوبلکس مشرف به زاینده رود. اما به لحاظ شرایط ژئوپولتیکی منطقه و قرابت روستا با تاسیسات نظامی، ساخت ساختمان دو طبقه در این منطقه ممنوع بود.

دیوار،فضایی دگرگون
در این پروژه، دیوار، فراتر از مفاهیمی همچون حصار (پوشش دهنده) و سازه رفتار می کند، و دیگر در مقطع، یک پس زمینه و ضخامت صرف نیست بلکه به واسطه احجامی که در پس و پیش خود دارد به یک مفصل اتصال میان عرصههای فضایی متفاوت و یک سازماندهندهی فضایی مبدل گشت، و با قرار گرفتن در مجموعهی متفاوتی از روابط میان عناصر مختلف معماری منتج به باز تولید نقشی تازه شد.
دیوارِ خطیِ مرکزی برپا شد، عرصه ها معین گشت و در پی آن، ردیفلایههایی از دیوار به موازات خط مرکزی بهوجود آمد. در میان لایههای ایجاد شده، فضا فعال شد. هرلایه، فضایی مستقل است و برای عبور از فضایی به فضای دیگر فرد از شکاف دیوار مرکزی گذر میکند تا برای لحظهای جزئی از دیوار شود. این آستانه فقط نقطه مکث بین فضاهای مختلف نیست و به خودی خود ترکیبی از چندین شرایط فضایی است، به نحوی که بودن در مواضع قبل و بعد خودش را تحت تاثیر قرار می دهد. فضاهای داخلی خانه صرفاً در محدوده های سکونت پذیر مستقر نیستند، بلکه در فضای بین دو سطح عمودی دیوار (فضای بینابین) قرار دارند و فضاهای دیگر، خارج از این آستانه، درون خانه را معنا می بخشند. مسیرهای بهوجود آمده در میان لایههای دیوار اجازه میدهند تا آستانگی به تمامی فضاها گسترش پیدا کند، بدین معنی که دیوار مرکزی علیرغم اینکه در نقطه میانی فضاهای دو طرف قرار دارد، به خودی خود یک دیوار مستقل نیست و در ارتباط با دیگر فضاها رفتار میکند.

فضای میان، نه متعلق به اینجاست و نه آنجا. این در-میان بودن، پرسه زدن را به سفری به یادماندنی و خاطره انگیز بدل می کند، کنجکاوی و شگفتی را بر می انگیزد، مکث و تامل را در میان شلوغی و هیاهو فراهم می آورد و به مرکزی مبدل می شود و اجتماع و ارتباط را تقویت می کند.
من دیوار هستم، اما فراتر از تصور. دیواری برای وصل کردن نه انفصال. تاریخنگار زیستنها، تماشاچی اوج و حضیض، عاشقیها، نالهها، شادیها و دلگیر بودنها. کنج خلوت جهان کودکی، بوم نقاشی، پناه سرک کشیدنها، آغوش خندهها و انعکاس پچپچ روایتهایی که در دالان زمان طنین میافکند. من اتصال تاریخ به اکنونام. من به من زندگیها جاریست. من دیوار هستم.





