پوشش محافظ کاخ آپادانا، استودیو طراحی معماری پراگماتیکا
موقعیت: ایران، شیراز، مرودشت
معمار مسئول: محمدرضا محبعلی
تیم طراحی: فرزاد حاجشریفی، زهرا جهانی، علیرضا حسینیپور
رندرینگ: پیمان نوذری
گرافیک: حسین خراسانی
مساحت: 3000 مـترمربع
شروع طراحی: بهار 1400
«جم فرزند تهمورث و چهارمین شهریار سلسله پیشدادیان بود. كه پس از مرگ پدر بر تخت شاهی نشست. در پنجاه سال نخست پادشاهی، به مدد فرّه كیانی، آهن را نرم كرد و از آن رزم افزار ساخت؛ در پنجاه سال دوم، از كتان و ابریشم و خز جامه ساخت و رشتن و تافتن و بافتن را به مردم آموخت، دیوان را واداشت تا آب و خاك را گل كنند و دیوار بنا نهند و گرمابه و كاخ و ایوان بسازند. سپس از سنگ خارا جواهرات گوناگون چون یاقوت و بیجاده و سیم و زر استخراج كرد. تختی جواهرنشا ن ساخت كه هرگاه میخواست، دیوها آن را از هامون به گردون می بردند. (فردوسی 41) نخستین بار كه مردم تخت او را در آسمان دیدند كه چون خورشید می درخشید، آن روز را كه هرمزدروز (نخستین روز هر ما ه در گاهشماری زرتشتی) از فروردین ماه بود جشن گرفتند و نوروز خواندند. مردم در پادشاهی او سیصد سال انوشه (بی مرگ) و فارغ از رنج و الم زندگی كردند تا این كه غرور و تكبر او را فراگرفت و ناسپاسی آغاز كرد و در نتیجه، فرّه از او بگسست و شكستگی اسطوره جمشید اتفاق افتاد…»
مواجهه با یک اثر تاریخی یا یک سایت باستانی، مانند تختجمشید، همواره با پرسش از تاریخ و اهمیت آن همراه است. طراحی یا خلق یک اثر در گفتگو و تعامل با آن مستلزم شناخت و موضعگیری درباره تاریخ خواهد بود. چه چیزی حائز اهمیت است؟ چه حوزهای از دانش یا فرهنگ میتواند محلی برای یک کنش فکری و یا یک تعامل و گفتگو باشد؟

آیا تاریخ، بحثی ثابت، قطعی و تمام شده است یا میتوان آن را محملی برای تخیل، روایت و آفرینشگری در نظر گرفت؟ دانش تاریخی امروز به مدد مطالعات و کاوشهای باستان شناسی، ما را با دقت قابل توجهی نسبت به دوران هخامنشیان و پیش از آن آگاه کرده است. اما برای قرنهای متمادی، این دوران که محل اتصال تاریخ اسطورهای و تاریخ واقعی است، بستری برای داستانسرایی و داستانپردازی بوده است.
تختجمشید به عنوان یک مجموعه تاریخی، حاوی دلالتهای بسیاری است. بخشی از این دلالتها معطوف به روزگار زیست آن و مردمانی است که در آن حاضر بودند و یا دلالت بر لحظههای تاریخی تاثیرگذاری که مسیر تاریخ در آنها تغییرکرده است. آیا خوانش یک اثر تاریخی متعلق به یک دوره خاص، برشی از زمان است که لحظه اکنون را به تاریخ مشخصی در گذشته وصل کند؟ در فاصله بین پایان حیات یک اثر تاریخی تا لحظه اکنون آیا آثار به جا مانده حاوی هیچ نشانه یا دلالتی نیستند؟ آیا مواجهه با اثر تاریخی متعلق به یک دوره خاص تنها به برشی از زمان تبدیل میشود که لحظه اکنون را به تاریخ مشخصی در گذشته وصل کند؟ در این میان این خرابهها، ستونها و مجسمههای شکسته در طول سالیان دراز از لحظه مبدا تاریخی تا اکنون چه بودهاند؟ آیا زمانی قبل از مطالعات باستانشناسی مدرن که مبدا تاریخی برای شناخت دلالتها در دسترس نبوده است، خالی از معنا بودهاند؟
اسناد و تاریخ مکتوب کهن و منابع پیش و پس از اسلام، درباره این دوره تاریخی اطلاعات زیادی به دست ندادهاند، عمده دانش ما به اسناد مستشرقین و سیاحان غربی، متون تاریخی مثل تاریخ هرودوت و پس از آن به کاوشهای باستانشناسی در قرن 19 میلادی باز میگردد. اسناد موجود مانند تاریخ طبری، آفرینش و تاریخ مطهر بن طاهر مقدسی و فارسنامه ابن بلخی، با استناد به خداینامه ها و با ترجمههای چندین باره از پهلوی به عربی و از عربی به فارسی تاریخ پیش از اشکانیان را با سلسلههای پیشدادیان و کیانیان (سلسله های پادشاهی اساطیری ایران) شرح میدهند. گویی این نقطه از تاریخ مرز تاریخ محقق و تاریخ اسطورهای است. چنانچه در شاهنامه فردوسی هم به چشم میخورد.
تاریخ را میتوان دیگرگونه خواند و دیگر گونه فهمید. به تعبیر جیانی واتیمو تاریخی یکه وجود ندارد؛ تنها چیزی که وجود دارد تصاویری از گذشته است که دیدگاههای گوناگون آن را بازتاباندهاند. تخیل محلی برای آفرینش است. خیال جایی است که میتوان زمانها را به هم پیوند داد. خوانشها و تفسیرهای متعدد و متفاوت از پدیدهها و آثار تاریخی، درک و نگاه متفاوتی در مخاطب معاصر ایجاد میکند، و در نحوه مواجهه با امر حال و حتی آینده تأثیرگذار خواهد بود.
آیا گفتگو با تاریخ صرفا به معنای احترام گذاشتن و سرخم کردن است؟ آیا کرنش و تقدیس به معنای احترام به تاریخ است و نمی توان با روایتگری و تخیل چیزی به تاریخ افزود؟
نگاه ما برای طراحی در تختجمشید، نه از جنس تاریخی واقعی و مستند بود و نه از سر تقدیس. ما تختجمشید را محملی برای داستانپردازی و روایتگری دیدیم همانگونه که در طول سالها، بستری برای افسانه ها و اسطورهها بوده است. تخیل، نقطه عزیمت خلق اثری معاصر و متعلق به اکنون بود. آنچه به ایوان شمالی اضافه کردهایم، اثری است متعلق به زمان حال که تلاش میکند فصل مشترکی با بستر خود بیابد و بر آن بیافزاید. تخیلی که به جای تقدیس و احترام تاریخی به گفتگو و هم افزایی میانجامد.
پوشش محافظتی ایوان شمالی کاخ آپادانا، در قالب یک توده شفاف و سبک، محدوده طراحی را در برگرفته است. این توده با تعریف فضا، درون و بیرون را بدون ایجاد مرز قطعی جدا میکند در عین حال مخاطب برای دیدن اثر به درون آن میرود. نحوه ساماندهی کالبدی این توده به شکل تونلی است که بازدیدکننده را به سفری در درون خود برای خواندن قصهای از تاریخ میخواند.

به اینگونه تجربه فضایی متفاوت و قابل کشفی به خوانش و درک ایوان اضافه میشود. این در حالی است که با ایجاد شفافیت ارتباط بصری قطع نمیشود. فضایی که در دل یک توده شفاف تجربه میشود و مخاطب را برای دیدن دیوارنگارههای ایوان شمالی به درون خود میکشد.
منطق شکلگیری فرم این توده بر اساس ترکیب چندین کُره و در همتنیدگی آنها بوده است. محصول این ترکیب پوستهایست که با هوای فشرده پر شده که به فرم نهایی میرسد و در نقاط محدود و مشخصی و از طریق پایههای سبک بتنی، توده به زمین متصل میشود تا ایستایی لازم در برابر نیروهای جانبی و باد را تأمین کند. مجموعه این توده کمترین وزن ممکن را بر روی اثر اصلی منتقل خواهد کرد.
مسیر بازدیدکنندگان از سمت دروازه ملل به سمت کاخ آپادانا در قالب مسیرهایی چوبی و بصورت کفسازی کاذب طراحی شده و از نقاط مختلفی به فضای زیر این توده نفوذ میکند. استفاده از مصالح شفاف با ضخامت کم، ارتباط بصری و منظر عمومی سایت را تحت کمترین تأثیر قرار میدهد.
استفاده از ترکیبات متفاوتی از گازهای پرکننده میتواند قابلیت کاهش شفافیت، ایجاد رنگ و کنترل دید و سایهاندازی را در بهرهبرداری تأمین نماید. همچنین با تعبیه کردن منابع نوری در داخل این توده، آن را در شب به شئای نورانی تبدیل میشود. مجموعه این قابلیتها، در رویدادها و سناریوهای مختلف بهرهبرداری، اتمسفر و کیفیت های متنوع فضایی را خلق خواهد کرد.
موضوع پیشبینی شده دیگر در این طرح، قابلیت پروجکشن و بازنمایی محتوای تصویری بر روی این پوسته است. تصاویری که تداعی کننده رویدادها و لحظههای ویژهای در تاریخ اثر هستند. بارزترین مثالها برای این موضوع، بازنمایی سوختن تختجمشید در آتش یا بارعام نوروزی است. لحظههای از تاریخ که میتواند بازنمایی شود و شکل دیگری از ادراک تاریخی را برای مخاطب به همراه داشته باشد.





