بنلاد، دفتر محاط
موقعیت: ایران، ایلام
معمار مسئول: محمد هادیان پور
مدیر پروژه و اجرا: منصور بهادری
معمار پروژه و نظارت: رضا منصوری
همکار اجرا: محمد مرادزاده
سازه: علی احسان جوادی نیا
تأسیسات برقی: الهام حیدری
کارفرما: عزالدین صادق خانی
مساحت زمین: 415 مترمربع
مساحت زیربنا: 1584 مترمربع
عکس: پرهام تقی اف
اتمام پروژه: 1402
| مقابل تراکم؛ انقضاء توده |
چالش اصلی در خلق پروژه بُنلاد، استراتژی مواجهه با مسئلۀ «زمینه» در مقیاس کلان و محدودیتهای به وجود آمده از همسایگی غربیِ پروژه (ممنوعیت دید به یک بنای دولتی) بوده است. از نظر کالبدی در شهر ایلام ما با انبوه تودههای ساختهشدۀ بیکیفیت با کمترین مقدار فضای نیمهباز مواجه بودیم. موضع انتقادی ما نسبت به عرف ساختوساز آپارتمانهای بیکیفیت در شهر ایلام، با سطح اشغال نزدیک به «صد در صد»- بدون فضای خالی قابل زیست، موجب شد تا این پروژه به بستری برای عملیسازی ایدۀ فضاهای نیمهبازِ وسیع و فعّال با استفاده از کانسپت «مرز فضامند» در بناهای آپارتمانی تبدیل شود. بنابراین، روند طراحی پروژه با طرح این پرسش آغاز میشود که: «چگونه میتوان با استفاده از یک شبکه سه بعدی خورنده (مفهوم تهی و خوردگی به عنوان یک دستگاه فضایی) به کانسپت «مرز فضامند» در جهت حل مسائل زمینه رسید ؟
سازماندهی فضایی پروژه در شکل کُلّی خود از یک وضعیت «دوگانه» و «متضاد» (گسسته – پیوسته) پیروی میکند و هدف آن پاسخگویی به معضلات زمینه، نیازهای کارفرما و بازدهی اقتصادی پروژه است. بدین صورت که در طبقات همکف و زیرزمین که به عملکردهای عمومی یا سودآور پروژه اختصاص دارد (بخش تجاری و دفتر کار برای کارفرما)، استقرار فشردۀ عملکردها در جهات مختلف، با استقلال کامل دسترسی و تفکیک فضایی صورت پذیرفته است. اما در طبقات بالاتر که برای زندگی مستقل دو برادر برنامهریزی شده است، این گسستگی درونی به یک پیوستگی افقی – عمودی تبدیل میشود و ترازهای مجزّای مسکونی از طریق وویدهای متعدّد به همدیگر وصل شده و در اصل، ماهیّت خانوادگی پروژه را نمایان میسازد. این اتصال در تراز نهایی (بام) با گشایش به سوی آسمان، در عین حال که تراز های مسکونی را به طور همزمان از این ظرفیت طبیعی برخوردار میسازد، به نقش پیکسل گونه پروژه در یک ساختار بزرگتر بنام شهر تاکید می کند که در واقع سخنی در مورد آینده شهری ماست.

بنلاد، تجربۀ ما در زمینۀ تایپولوژی فرمی آپارتمانهایی است که سایت آن از زبان فرمیِ غیرمنطبقی در بَرها برخوردار است: بر همین اساس، ضابطه محدودیت دید به سمت غرب (بلندترین بَر)، سبب شد تا برای خلق فرم «یکپارچه» و جلوگیری از «ناهمترازی رشد فرمی بنا»، تا حد امکان از بازشوهای مستقیم، پوستهای و تکلایه در تمام وجوه بنا صرف نظر کنیم و نورگیری و گشودگی را از طریق جعبههای منفیِ واسط و عقبنشینیهای مکرّر انجام دهیم.
ما با ایجاد تغییر ناگهانی در «مقیاس» تراسها و استفاده از ابعاد نامتعارف ( بعضا عمق نزدیک به ۷ متر)، و نیز اِعمال تخلخلهای مکرّر عمودی در گرید پیرامونی، توانستیم «حیاطهای غیرِ مرکز» سبزی را پیرامون هستۀ سکونت مرکزی تولید کنیم. اگر بپذیریم واژه «خانه» در فرهنگ ایرانیان یک مفهوم «فضایی» است این فضاهای نیمه باز که زائیدۀ «تنش مرزی» درون و بیرون هستند به دنبال همان «فضامندی» هستند. این فضاها از یک سو با ایجاد سرزندگی در سکونت آپارتمانی به دنبال تغییر رفتار ساکنین با استفاده از ظرفیت زیست پذیری فضاهای نیمه باز و حرکت به سمت مفهوم “پایداری لذت گرا” است و از سوی دیگر با بهرهگیری از شبکه لوورهای عمودی، کیفیت «محرمیت دید» را که یک نیاز اجتماعی در شهر ایلام است را با وجود استفاده از پنجره های وسیع به پروژه تزریق میکند.
ما همچنین در این پروژه، در کنار توجه به فرم، فضا و بستر، به مسائل تکتونیکی نیز توجه کردیم. حصول ظرافت بالا در پوشش نهایی آجری نما و لوورها، با بهرهگیری از ابزار اندازهگیری دقیق در به حداقل رساندن خطا در سوراخکاری و نیز ایجاد بافت بر روی آجرها انجام شد. هدف از این کار ایجاد دوگانگی و «اختلال» ادراکی در هویت متریالی آجر و ترغیب مخاطبان به لمس بدنهها و برانگیختن حس لامسه در کنار ادراک بصری پروژه بوده است.





